شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی
محبوب ترین مطالب

سفرنامه مالزی 3

يكشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۵۰ ب.ظ

راجش اصالتا هندی است ولی هرگز هندوستان را ندیده است. 35-36 ساله و هنوز زندگی را آنطور که باید جدی نگرفته. برای دل خودش نقاشی می کشد و گاهی نمایشگاه نقاشی می گذارد. از نظر رفتاری هم یک جورهایی از مرحله پرت است. یک گیجی و بی خیالی بامزه ای دارد.

روز دوم اقامتم در مالزی است. پیام می دهد که »پس کی می رسی کوالالامپور؟«خبر می دهم که رسیده ام! قرار می گذاریم برای فردا صبح. با ماشین می آید دم هتل. مرا که می بیند چشم هایش را گشاد می کند و می گوید: »رها خودتی؟« لبخند می زنم و تصدیق می کنم. با حالت دو می آید نزدیک تعظیم می کند مثل شوالیه ها خم می شود و دستم را که برای دست دادن جلو برده ام می بوسد و با آن لهجه هندی عجیب غریبش می گوید:

-my lady… you are much more beautiful than your pictures...

از این حرکتش رسما شوکه می شوم. چند لحظه با قیافه شوک زده نگاهش می کنم و بعد می زنم زیر خنده... بله! هندی ها به اندازه همان فیلم های بالیوود احساساتی اند! به خاطر تاخیرم عذر خواهی می کنم. سوار ماشین می شویم و می رویم برای صبحانه...


نام نوشیدنی; teh tarik که یک نوشیدنی محبوب مالایی است و غذا هم mee goring mamak


می گوید که امروز کلاس مدیتیشن دارد و اگر دوست دارم می توانم همراهش بروم و چه چیزی بهتر از این؟!

Bodam  یک دختر کره ایست که مراحل contraction meditation  را پله پله طی کرده و حالا به عنوان راهنما دیگران را هدایت می کند. علاوه بر او عموی راج هم انجاست. برایم توضیح می دهند که چگونه کانتراکشن مدیتیشن شما را به شعور نامحدود جهان متصل کرده و باعث از بین رفتن اضطراب و نگرانی شده و در نهایت شما را با خودتان و دیگران به صلح می رساند. بعد همان طور که بودام توضیح می دهد اولین جلسه مدیتیشن را برایم برگزار می کنند که بسیار لذت بخش و تسکین دهنده بود...

بعد از یکی دو ساعت خداحافظی می کنیم و می رویم داخل شهر. جایی که برج های دوقلوی پتروناس -نماد کوالالامپور- ابهت خاصی به این شهر بخشیده.


البته ما در روشنایی روز رفتیم ولی عکس هایی که در شب گرفتم دیدنی تر است. فواره هایی که می بینید هم هر نیم ساعت با اهنگ جدیدی به رقص می ایند که بسیار دیدنی است. آن عقب تر ها هم استخری است کم عمق که مردم در آن آب بازی می کنند. ما هم کفش هایمان را کندیم و کمی در آب راه رفتیم.

داخل برج در طبقه اول خانه کوچکی به سبک خانه های قدیمی مالزی ساخته شده تا گوشه ای از فرهنگ آن به مردم نشان داده شود.

در فاصله ای نه چندان دور از برج های پتروناس این معبد چینی قرار دارد.

تصویری از مجسمه های داخل معبد

قدر مسلم ان که چنین جایی را باید با یک چینی رفت نه یک هندی مسیحی که حتی نمی داند بودا خداست یا فرستاده ی خدا (((:

ادامه دارد...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۹
raha .

نظرات  (۴)

۲۹ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۱ مهندس رضا عباسی
مالزی کشور قشنگیه
دوستم برای المپیاد کمیکار رفت
وب خوبی دارین
دوست داشتین بیاین همو دنبال کنیم
ممنون
پاسخ:

بله کشور بسیار زیباییه

ممنونم

همه چیز رو بی خیال اون ته تاریک رو بچسب با اون طعم غلیظش وقتی خسته بودم توی دانشگاه می رفتم یه لیوان می خریدم و اونقدر میچسبید که نپرس . فکر کنم تا تواین سفرنامه ام رو تموم کنی منم برم یه سر برم مالزی . با دیدن این عکس ها بدجور دلم مالزی می خواد یادش بخیر. البته خوشحالم که تو هم سفر رو از کشور خوبی شروع کردی .
پاسخ:

واقعا... ته تاریک واقعا خوشمزه بود.

خودمم دلم می خواد دوباره برم. واسه تو که دیگه جای خود داره عزیزم.

چه فرصتهای خوبی در مالزی برای خودت تدارک دیدی

ایشالا بتونی هندوستان و چین رو هم بری، اونجاهم شنیدم خیلی دیدنی هست

پاسخ:
انشاالله... اتفاقا تو برنامه ام هست
جالب بود
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی