شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی

خودم کردم که لعنت...

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ب.ظ

نمی دانم اسمش را می توان رابطه گذاشت یا نه...! ولی به هر حال درگیر یک چیز نصف نیمه ام که اصلا شبیه روابط سالم نیست! حتی نمی دانم قرار جمعه چه مناسبتی دارد! اصلا با وجود این همه اختلاف سلیقه که در ملاقات قبلی داشتیم، چرا قبول کردم که دوباره جمعه باهاش بروم بیرون؟! نمی دانم! محض تنوع روزگار است؟ توی رودربایستی عمه اش مانده ام؟ یا قربان صدقه رفتن های مادرش؟ یا شکلات هایی که به قول خودش چون می دانسته دوست دارم اختصاصی از فرنگ آورده؟

داستان یک جور خاصی مریض است و بنده هم تا کمر در گل فرو رفته ام! همین که پیام هایش را صرفا محض ادب پاسخ می دهم خودتان تا آخر خط بروید! تماس هایش هم حالم را خوب که نمی کند هیچ...

و حتی... حقیقتش شما که غریبه نیستید. پریشب توی تختم بودم که صدای پیام موبایل آمد. اولش گفتم بی خیال... ولی بعد فکر کردم نکند "او" باشد! حالا "او"یی که سال تا ماه پیام نمی دهد و حتی عید را تبریک نگفت چرا باید نصف شبی پیام بدهد الله اعلم! بگذارید پای خریت بنده... بعد که دیدم همین آقاست که می فرماید جمعه دیر است و فلان... محض ادب یک جور مودبانه به ایشان می فهمانم که "خدا وکیلی ولمان کن نصف شبی... همان جمعه هم زیاد است!" و بعد به معنای واقعی کپه مرگم را گذاشتم...

حالا این که چرا منی که قصد مهاجرت ندارم با یک آقای مقیم فرنگ به اصطلاح date می گذارم و بعد هم عزا می گیرم که عجب غلطی کردیم و کاش این دو هفته زودتر تمام شود و ایشان برگردد همان خراب شده ای که بود، را نپرسید که واقعا جوابی ندارم!

در این مدت تصمیم های مدل خرکی هم تا دلتان بخواهد گرفته ام. یکهو عاشق یک چیزی می شوم بعد هم فارغ! تصمیم می گیرم با یک توری بروم بارسلون! آن هم در حالی که سه ماه است حقوق نگرفته ام و اوضاع مالی حسابی خراب است. بعد مامان با من دعوا می کند که خودت می فهمی داری چه کار می کنی و رای ما را می زند! بعد در عرض چند دقیقه تصمیم می گیرم بروم کلاس اسب سواری... بعد پیام می دهم به فلانی و از هر پاسخش صدتا استنباط می کنم. یکی از بچه های داروخانه شب پیام می دهد. جوابش را نمی دهم و فردا حسابی می شورمش که "من در 24 ساعت گذشته 12 ساعت رو با شما بودم. شبم که می رم خونه باز باید جلو چشم من باشین؟ مثلا این چه کار واجبی بود که اون وقت شب به من پیام دادی؟" فکر نمی کنم نیاز به توضیح بیشتر باشد و احتمالا خودتان تا همین جا متوجه شده اید که "یه سوراخ موش حالا اینجا می ارزه!"

خلاصه کنم... متاسفانه ما از آن هایش نیستم! نه این که نخواهیم. نمی شود! این ارتباط مریض گونه با این آقا حالمان را بهتر که نکرد هیچ، همان نیمچه آرامشی که داشتیم را هم از ما گرفت. خواهش می کنم نگویید اتفاق خاصی نیفتاده. این خانواده به نوبه خودشان روان مرا پاک کرده اند. بدبختانه خیلی هم محترم اند و تا دلتان بخواهد هم باهاشان رودربایستی داریم...

و حالا رسیده ایم به آنجا که باید یا ایشان ما را نپسندد یا شرایط جوری پیش برود که ما بی این که مجبور باشیم حیثتمان را جلوی این خانواده لکه دار کنیم، کاری کنیم که این ها بی خیال ما شوند...

آقا اصلا شازدشان خیلی هم خوب است. داشتنشان کمی لیاقت می خواهد که ما نداریم.

تمام :/

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۵
raha .

نظرات  (۶)

ای بابا این شازده چرا خودشان اقدام نکرده و دست به دامن عمه و مادر شده اصلا ؟ 
( ایش بدم میادددددددددددددددددددد از مرد نصف و نیمه) 
ببخشی ولی اصلا نمی تونم بفهمم چرا زن و مرد خودشان نباید دست به انتخاب بزنند . مدل خیابانی بیابانی مد نظرم نیست اصلا ولی احتمالا این اقا حتما به سنی رسیده که خودش خوب و بد را تشخیص بدهد. بدی داستان الان اینه که ایشون احتمالا فکر می کنن دارن در حق زنی که با خودشون می برن بلاد فرنگ لطف هم می کنن. خب عصبانیم دیگه :<
پاسخ:
ایشششششش منم  بدم میاد
نه عزیزم راحت باش، والا منم به نوبه خودم عصبانیم.
۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۲۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
با خود همین آقا بگید دست از سرتون برداره! دلایلتون رو هم بگید، اصلا همین که میگیدقصد مهاجرت ندارید!
پاسخ:
گفتم بهشون، می فرمایند یه فرصتی بهشون بدم تا قشنگ به من بفهمونند چه جواهری هستند بعد تصمیم بگیرم!
خدا بهت صبر بده مادر جان
قدیم ها در این موارد میگفتند استخاره کردیم'بد امده.حالا شما هم بگید مشاور صلاح ندونسته.
پاسخ:
ممنون عزیزم :"(
متاسفانه آدم بسیار خوبیه... چرا من آدم نمی شم آخه T_T
0_o

ادمها غالبا و اکثرا بد نیستند، با هم جور نیستند، یعنی هرکسی به سبک خودش خوبه اما با یکی دیگه هم نوا نیست، همراه نیست.

اما دید ظاهربین معمولا به فاکتورهای برجسته ای تمرکز میکند و برخی نکات کلیدی از قلم می افتد. عقل تایید میکند اما دل پس میزند

بیان احساس، عواطف و تعامل با دیگران یک مهارت ست که خوشبختانه اکتسابی ست و قابل رشد و ارتقا

امید که بیش از پیش موفق باشید

پیانو دیگری ضبط نکردید؟

پاسخ:

اصلا نمی گم ایشون بده... حتی بعد از جلسه دوم دیدم در بسیاری موارد همنوا هم هستیم.

ولی نمی دونم چمه...:(

نه متاسفانه

سلام

عده ای هستند که میتوانند از بند و تله اینکه شادی و موفقیت و خوشحالی رو منوط به شرایط خاصی بکنند رها شدند، برای خوشحالی نیازی به زندگی در خانه لوکس و مدرک بالا و همراه ویژه ندارند، من که جوانی هم هدر رفت بخاطر اینکه فک میکردم ازدواج زمانی بکنم که خانه داشته باشم و....

امید که شما بتوانید از لحظه های زندگی استفاده ببرید، پرکار باشید اما شادی موکول به اینده نشود

انقدر هم در مورد خودتان شناخت داشته باشید که بتوانید درک کنید که چه کسی میتواند همراه مناسبی برای طی طریق زندگی باشد نه اینکه ادمها بد یا خوبند، ادمها برخی همراه و هم جهت ما هستند و برخی نیستند همین

 

پاسخ:

سلام

بله درسته... یکی از تصمیماتی که برای این سال جدید گرفتم دقیقا همین موضوعه.

در مورد شناخت از خود هم یه نوبت مشاوره دارم. انشاالله نتیجه بخشه...

برای شناخت خودت میتونی تست شخصیت معتبری پیدا کنی و بزنی، حتی اگه نخواهی تست بزنی، وقتی خودت رو برای خودت توصیف کنی، علایقت رو وصف کنی، ارزوها و اهدافت رو بنویسی، خانه ارمانی که تجسم میکنی، همسر مناسب خودت، وظایفی که برعهده خود میگذاری بعنوان مادر و همسر، کارمند یا مدیر،‌ همه و همه کمک میکنه به اینکه سبک و سیاقت روشن بشه و اینکه از زندگی چی میخواهی

حالا بماند که ممکنه خواسته های ما با هم تعارض داشته باشه، یا اینکه اگه اولویت بندی نداشته باشیم، تقریبا در همه زمینه پیشرفت ضعیفی خواهیم داشت

هنگام مشاوره، اطلاعاتی که می گیری رو دسته بندی کن، برای جلسه بعد با امادگی وارد شو، راحت صحبت کن، راحت تر سوال، هرچی میگن وحی نیست، اگه لازم دونستی دلایلش رو بپرس که به چه استنادی حکم صادر میکنه

بعد از یکی دو جلسه دستت می اد که این مشاوره بدرد میخوره یا نه، اگه بدرد هم نمیخوره،  بهش فرصت بده، ازش سوال کن که بنظرت مفید نیست، اگه توضیحش قانعت نکرد، مشاورت رو عوض کن، اما همه روال رو برای خودت یه مستند خلاصه داشته باش، که زمان رو در جلسه بعدی با مشاور جدید از دست ندی،

جوینده همیشه یابنده ست

 

پاسخ:

تست شخصیت زیاد زدم. آخریش هالند بود که شخصیت بنده رو اجتماعی-تهوری توصیف کرد.

مشاوره هم یک جلسه رفتم و انشاالله جلسه دوم در پیش روئه...

حتما همین طوره :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی