شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی

من عاشق سگ و گربه ام

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۲۵ ق.ظ

یکی از پرستارای درمانگاه عشق زندگی به سبک مزرعه داریه. یه باغ خریده و اونجا کلی حیوون داره. از کبوتر و مرغ و خروس بگیر تا سگ و اسب و ... دیروز یه چیزی تعریف کرد که دلم نیومد ننویسم. می گفت این سگه خیلی بازیگوش و شیطونه. یهو خیلی خرکی می پریده وسط مرغا یا کبوترا و فراریشون می داده. این آقا هم همیشه نگران بوده که مبادا سگه اینا رو شکار کنه تا اونجا که همیشه مجبور بوده ببندتش. بعد یه شب یادش می ره در خونه مرغا رو ببنده. فردا صبح که می ره می بینه 5 تا از مرغا نیستند. بعد می ره می بینه سگه هم زنجیرش باز شده و خلاصه جا تره و بچه نیست! می گفت:" پیش خودم گفتم این سگه تا الان حکم قصاص اینا رو داده... اگه دستم بهش برسه. من همین امروز خودمو از شر این راحت می کنم."

بعد تو همین اوضاع احوالی که خیلی عصبانی وار دنبال سگه می گشته از دور دیده هاپو جان خوابیده یه گوشه. بعد که نزدیک تر می شه می بینه مرغام اونجان! خلاصه کنم سگه دیده مرغا بیرونن انقدر تقلا کرده که زنجیرش باز شده و رفته اینا رو جمع کرده خوابیده روشون که سردشون نشه!!! بعد که این آقا رو می بینه با خوشحالی پا می شه و با پوزه ش مرغا رو هل می ده جلو که یعنی "ایناهاشون..." بعدم خیلی خوشحال در حالی که دمشو تکون می داده باز شروع می کنه وسط این مرغا جست و خیز و بپر بپر کردن. خلاصه این همکارمون می گفت "من این صحنه رو دیدم چشمام پر اشک شد..." بعدم عکس سگشو نشونمون داد.

خب من که همین جوری در حالت طبیعیشم عاشق سگ و گربه ام ولی اینو که شنیدم احساس کردم دلم واسه سگه ضعف رفت. واقعا جای تاسف داره که بعضیا به چنین حیوان خواستنیی می گن نجس!

 

پ.ن: راستی بچه گربهه بود اینجا راجع بهش نوشتم، رفته مبلای مغازه کناری رو چنگ انداخته و پاره کرده. اونم عصبانی شده انداختش تو گونی و پیشولی عزیز ما رو بخشیده به یه بچه که یه مدتی بوده چشمش دنبال این طفل معصوم بوده. گویا یه بارم پیشولیمون برگشته، بابا اینا دیده بودنش... باز این یارو تندی قبل از این که ما وقت کنیم اقدامی بکنیم بچه رو بخشیده به یکی دیگه. این طفلک ما هم خیلی دستی شده بود. نگرانم مبادا از پس خودش برنیاد :"((

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۹
raha .

نظرات  (۵)

بخاطر رفتار نجس اعلامش نکردن، حتی اونایی که نجس اعلام کردن، خیلی وقتها به چشم  یه نگهبان با وفا  بهش نگا میکنند

احکام مذاهب خیلی با منطق ما جور در نمی اد، برای همین بحث ایمان یه بحث منطقی نیست

پاسخ:
می دونم به خاطر رفتار نیست. ولی به نظر من مجبور نیستیم کورکورانه از چیزی که درکش نمی کنیم و منطقی درش نیست تبعیت کنیم. (رجوع شود به پست بعدی!)
چه داستان جالبی ، و چه همکار خوش شانسی که تونسته این فرصت رو برای خودش فراهم کنه.
دلم گربه خواست اونم از اون لوس هاش
پاسخ:
به نظر منم داشتن چنین مزرعه/باغ کوچیکی خیلی رویاییه ^_^
منم همیشه دلم می خواد :))
من از سگ و گربه میترسم.شاید چون از بچگی فقط با سگ نگهبان مواجه بودم و یکبار هم مورد تعقیب سگ هار قرار گرفتم.اما عااشق داشتن چنین مزرعه ای هستم.
پاسخ:
مینو جان شما با این تجربیاتت اگه ترس نداشتی واسه من عجیب بود :))))
;)

احتمالا بنا به همین دلیلی که شما  فرمودید، ما یک قرائت واحد از دستورات اسلام یا هر مذهب دیگر نداریم، هر مذهبی درون خود به گروه و فرقه‌های زیادی  منشعب شده است.

همه هم تصور میکنند که کامل و جامع ترین تفسیر را دارا هستند

اما بحث کورکورانه

تصور میکنم که ما همه جنبه های زندگی خود را آگاهانه انتخاب نکردیم، تقریبا بخش عمده رفتارهای ما الگو برداری شده از مشاهدات و نظام پاداشی جامعه (حقیقی و مجازی ) ست. در بهترین حالت آگاهی ما به بخش اندکی از کوه یخ بیرون مانده از اب  تسلط دارد.

در ناخوداگاه هم اجبار نیست، شاید یه جور استفاده از تجربه دیگران و هم نوا بودن با آن به منظور پرهیز از خطرات احتمالی ست.

اینکه من گفتم ایمان یه بحث منطقی نیست، نه ایمان را تایید کردم و نه تقبیح، بیشتر سعی کردم توصیف کنم

اکثر ادمهای مذهبی هم در عمل به همه دستورات عمل نمی کنند، انها هم اما و اگر های خودشان را به میان می اورند، لذا اگرچه به دیگران توصیه کنند که مرغ را کامل نوش جان کنند، اما در عمل خودشان بخشهایی از مرغ را جداگانه مورد استفاده قرار میدهند

پاسخ:
همین که افراد آگاه و واقف به این امر باشن که "همه هم تصور می کنند که کامل ترین تفسیر را دارند" اگر در جامعه جا بیفته خیلی از مشکلات حله... به نظر من باید به آدم های اجازه متفاوت بودن داده بشه. این قالبی که ساخته شده و همه افراد حالا چه با میل و علاقه شخصی و یا از سر اجبار و به تزویر و ریا خودشون رو در اون جا می کنند و به اون شکل در میاند (در پست "گزینش" شمه ای از اون رو نوشتم)
درسته خیلیش آگاهانه نیست ولی به نظر من ما اگر بتونیم خودمون رو طوری تربیت کنیم که در مقابل اندیشه های متفاوت جبهه نگیریم کم کم می تونیم بخشی از این رفتارهای الگوبرداری شده رو تصحیح کنیم.
در مورد آدمهای مذهبی هم کاملا باهات موافقم...
نجس بودنش از قرن چهارم اومده تو فقه. قبلش نبوده. دلیلش هم همنیشنی اهل تصوف با سگ بوده و نفرت متشرعان از صوفیه. و البته رعایت بهداشت. چون بعضی ها با سگ در یک ظرف غذا می خوردن (اعراب جاهلی)
پاسخ:
چه جالب... نمی دونستم اینو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی