شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی
محبوب ترین مطالب

عادت می کنم

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۵۹ ق.ظ

آدمیزاد موجود عجیب غریبی است. به آب خوردنی به شرایط جدید عادت می کند. به عنوان مثال خودم را عرض می کنم. یک زمانی بود که بنده علاوه بر صبح ها دو روز در هفته عصرها بعد از این که می رفتم خانه و 3 ساعتی را به ناهار و استراحت و ... می گذراندم ساعت 5 دوباره می رفتم سر کار...

این دو روز حسمان این بود که شاخ بز :P می شکنیم! بعد کم کم شرایط تغییر کرد و این 3 ساعت استراحت شد 1 ساعت و روزهای دو شیفت کاریمان هم شد هر روز! یکی دو روزی سخت گذشت و بعد دوباره عادت کردیم تا کار رسید به آنجا که دو روز پیش رفتیم پیش رئیس درمانگاه گفتیم:"آقا ما این 1 ساعت استراحت را نخواستیم. مستقیم از آن اداره میاییم اینجا... عوضش یک روز عصر ما را کلا آف کنید لطفا." و ایشان هم از شانس خوب یا بد ما پذیرفت و این گونه شد که ما رسما از دایره زندگی انسانی خارج شدیم! جالب این که تندی هم به این شرایط عادت کردیم! انگار از اول همین طور بوده! و چقدر خوب که آدم عادت می کند... حالا رسیده ایم به آن مرحله که یک روزی مثل امروز که عصرمان را کاری نداریم برایمان مثل این است که یک تعطیلی اساسی پیش روست و می شود گفت از اول هفته منتظر امروز بودیم و برایش نقشه می کشیدیم.

یکی دوبار هم به ما گفتند اگر صبح ها برویم سر کار چون per case مان بالا می رود می توانیم عصرها نرویم. که خدا لعنت کند دوران طرحی را که هر روز صبح ما را به خودش مشغول می کند و چنین شرایطی را غیرممکن. البته حقیقتش یکی دوبار هم صبح از طرح مرخصی گرفتم و رفتم درمانگاه ولی جو پرسنل شیفت صبح را اصلا و ابدا نپسندیدم...  

من خودم یک جورهایی سر کار اخلاقم داش مشتی است. متوجه شده ام توی جو مردانه راحت ترم مخصوصا که پرسنل مرد اینجا واقعا انسان های سالمی هستند. شوخ طبع و خوش اخلاقند. حد و حدودشان را می دانند. برخلاف خانم های شیفت صبح که در همان یکی دو شیفت به نوعی برای بنده شجره نامه خانوادگی رسم کردند، اینها اصلا سوالات شخصی از آدم نمی پرسند و حرف ها و صحبت هایی که پیش می آید همان جا تمام می شود. کسی پیگیرش نیست و از تویش حرف و حدیثی هم درست نمی شود. نسبت به خانم های شیفت صبح بیشتر در جریان اوضاع احوال اجتماعی-سیاسی پیرامونشان هستند. خوش خوراک اند و از صدقه سر همین ویژگی هر روز عصر یک نفر بقیه را به چیپس و ماست/آب هویج بستنی/ کیک و آبمیوه و ... دعوت می کند و دائم هم راجع به عدس پلو یا درصد آف فلان مغازه یا ...(مسائلی که من واقعا نظری در مورد هیچ کدامشان ندارم) حرف نمی زنند!

مثلا همین دیروز بحث از دهه فجر و 22 بهمن شروع شد بعد رسید به آنجا که یکیشان رفت روی منبر و افاضاتی فرمود که از ذکرشان می گذریم. در پاسخ همان طور که با سر به ایشان اشاره می کنم به بچه ها می گویم:"دیگه از نسل اَنگَزَ، اَنگَزَ بیشتر از اینم نمی شه توقع داشت!" بقیه آن یک ربع عصرانه ما به این گذشت که بچه ها اصرار داشتند شعر مذکور را خوانده و ترجمه کنند! و ما آنقدر خندیدیم که اشک از چشمانمان سرازیر شد. به هر حال اغلب خانم های اینجا کمتر همچین دلقک بازی هایی در می آورند. البته از جامعه ای که در آن بلند خندیدن دختر جلف است بیش از این هم انتظار نمی رود! تازه فکر کنید طرف در جای دولتی هم کار کند و زیر ذره بین حراست هم باشد... ولی ساعات کاری بنده آنقدر زیاد است که اگر کمی فان به آن اضافه نکنم زمان اصلا نمی گذرد. شاید هم تنها دلیل راحت تر بودنم این است که ساعات بیشتری را در کنارشان بوده ام.

به هر حال قصدم اصلا این نیست که این صحبت های چیپ "زن ها این طورند مردها اینطور"، را راه بیندازم. کما این که آقایان با مشکلات اخلاقی و رفتاری هم اینجا کم نداریم. حقیقتش شخصیت من هم آنقدر اجتماعی است که اغلب کم تر جنسیت مخاطبم برایم اهمیت پیدا می کند. از این حرف ها که بگذریم، ولی باز هم خدا را شکر که حداقل اگر قرار است از صبح تا شب سرکار باشیم و به آن خو بگیریم و عادت کنیم، شرایط به گونه باشد که اگر خوش نمی گذرد حداقل بد هم نگذرد!

یعنی روز به روز سطح توقعاتم از زندگی کم تر و کم تر می شود...

  

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۴
raha .

نظرات  (۳)

و آرام آرام می رسد به جایی که ، "فقط بگذرد" ... .
پاسخ:
متاسفانه :((
۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۲۷ تقویم سررسید 96
کسبو کارتونو رونق بدین:
چاپ سررسید و تقویم متفاوت

سلام

صبح بخیر

می بینم که حسابی غرق کار شدی

ایشالا دوره طرح به خوبی و خوشی سپری بشه و بتونی زمان رو انطور که دوس داری مدیریت کنی

پاسخ:

سلام

صبح شما هم بخیر

غرق که خوبه، خرابش شدم :)))))

ممنون دوست خوبم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی