شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی

یک درددل تخصصی

شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۰۳ ب.ظ

دروغ چرا؟ روز اول طرح همین که مشخص شد قرار است دو سال تمام در خدمت دولت و در شبکه بهداشت به عنوان مسئول امور غذا و دارو کار کنم حسابی توی ذوقم خورد! بابا که پرسید یعنی قرار است چه کار کنی، با لب و لوچه ی آویزان گفتم "اصل کار می شود بازرسی و نظارت بر داروخانه ها و هر جایی که دارو بتواند یا ممکن است وجود داشته باشد. اعم از مراکز ترک اعتیاد، عطاری ها و ..." همان روز بابا گفت "کاش یک جای دیگر کار می کردی." گفتم "نمی شود." گفت: "خیلی خوب... ولی توی این بازرسی رفتن ها حواست باشد با یک گل بهار نمی شود! برای خودت دشمن درست نکنی!"

خلاصه طرح ما شروع شد. یک چک لیست می گرفتیم دستمان که آیا مسئول فنی حضور دارد یا ندارد... روپوشش اتیکت دارد یا نه؟ داروی تاریخ گذشته در داروخانه وجود دارد یا نه؟ فرآورده های جالینوسی را کی می سازد؟ و ... بعد هم هر روز یک نامه و قانون جدید که شیر خشک در معرض دید نباشد! تبلیغات محصولات جنسی و تبلیغات خارج از عرف در داروخانه نباشد... نسخه حتما با سیستم قیمت بخورد و ...

ما می رفتیم می دیدیم شیر خشک ها در معرض دید است. اعلام می کردیم به غذا و دارو و بعد نامه می آمد که "آقا این چه وضعی است؟ جمع کنید" و از این صحبت ها. یا داروخانه اینترنت ندارد. یا پرینتر چاپ فاکتورشان چند روزی است دچار مشکل شده که این یکی از دید معاونت گناه کبیره است! و سایر مشکلات از این قبیل...

بعد ناگهان در بهبوهه ی راه متوجه شدیم فلان آقا که گویا در فلان ارگان ن.ظ/ام.ی زیادی کله گنده است رفته یک درمانگاه زده در فلان شهر و درمانگاهش داروخانه هم دارد! من این قضیه را تقریبا دو ماه بعد از بازگشایی درمانگاه متوجه شدم. اول هم فکر کردم شایعه است! آخر الکی که نیست! همین جوری تا به یک نفر واجد شرایط مجوز داروخانه بدهند طرف پدرش در می آید. کلی بازرسی مرحله 1 و 2 و 3 دارد! کلی دنگ و فنگ دارد. حالا کسی که واجد شرایط هم نیست که دیگر هیییییچ... نمی شود همین طوری یک نفر بیاید داروخانه بزند که! اصلا در مرحله ی اول باید دید آن شهر ظرفیت داروخانه جدید دارد یا نه؟ خلاصه تحقیقات کردیم دیدیم بله. واقعیت دارد. یارو درجه دار است و زور دارد و می تواند و بر دشمنش لعنت! خودش هم شخصا با رئیس دانشگاه صحبت کرده و شفاها قول مساعدت گرفته! آنجا بود که یک ستون بزرگ از پایه های باورهای بنده فرو ریخت. ما را مسخره کرده اند؟ این که ضعیف کشی است! ما به خاطر یک شیر خشک  می رویم به ملت گیر می دهیم که قانون است و تبلیغات نباشد و ... آن وقت یکی آمد همین جوری بدون مجوز داروخانه زده مسئول فنی هم ندارد، ککمان نباید بگزد؟ خب این که خودش بزرگترین خلاف هاست! یعنی شهر هرت که می گویند همین جاست. آن وقت با وجود همچین مساله ای در شهر من دیگر مگر رویم می شود بروم به داروخانه بگویم که چرا مسئول فنی ات یک ساعت برای کار بانکی بیرون رفته و حضور ندارد؟!

خلاصه کنم... نزدیک به شش ماهی زمان برد تا ما حریف طرف شده و مجبورش کردیم داروخانه اش را جمع کند. خیلی ها هم درگیر بودند و فقط من پیگیر نبودم ولی ایشان در نهایت همه را از چشم من دید و یک جورهایی منتظر فرصتی است تا رسما بنده را آتش بزند! تازه فهمیدم آن حرفی که همان روز اول پدرم گفت چه معنایی داشت... آنوقت چه کسی قرار است اینجا هوای من را داشته باشد؟ رسما هیچ کس!

عطاری های شهر که قربانشان بروم هنوز فرق گیاه دارویی و داروی گیاهی را نمی دانند. داروخانه ای هستند برای خودشان. بعد مجوزهای بی رویه که رئیس هر صنفی می دهد. طرف با فوق لیسانس زیست شناسی کار پیدا نمی کند و در نهایت می رود مغازه می زند. باز می بیند برایش نمی صرفد! دست توی کار زیاد است و مشتری کم. این است که شروع می کند هر چه دم دستش بیاید بفروشد تا خرجش در بیاید. مساله ای به نام "تداخل صنفی" انگار نه انگار که تخلف است!!! جز حقوق مسلم افراد باید در نظر بگیری! می روی داخل مغازه از شیر و کشک و دوغ محلی گرفته تا انواع گیاهان دارویی و داروی دارویی و پوشک و چیپس و پفک پیدا می شود. یکجورهایی مدل شتر گاو پلنگی است. خب من دلم می سوزد. برای آن بیمار بدبختی که به اینها اعتماد می کند. برایم سوال است که اصلا چرا عطاری نباید مجوزش را از معاونت بگیرد؟ آن هم بعد از گذراندن دوره های لازم! دوره های خودشان همه بهداشتی است. البته دوره گیاهی هم دارند ولی بخورد توی سرشان!

دلم می سوزد برای قشر داروسازی که بعد از آن همه درس خواندن آخر عاقبتش این است. برای معاونتی که نفسش از جای گرم در می آید. فقط نشسته آن بالا قانون های درپیت صادر می کند. برای خودم که باید چشمم را روی چیزهای بزرگ ببندم و دستم در حد گیر دادن به تبلیغات جنسی باز است. برای آن انجمن داروسازان که نهایت فعالیتش ایجاد کانال های تلگرامی و همدردی با باقی داروسازان است. یعنی آنقدر که انجمن برای اعتلای داروساز تلاش می کند قرار است کمپین حمایت از انجمن راه بیندازیم و برایش اعانه جمع کنیم!!! من نمی دانم خجالت نمی کشد حق عضویت می گیرد؟ این پول را دقیقا چه کار می کند؟ لابد بناست پول آن جشن 5 شهریور را از خود داروساز دربیاورند! باز هم صد رحمت به انجمن. نظام پزشکی که واقعا شرمندمان کرده! این یکی حتی جشن هم نمی گیرد! فقط سالی یکبار می رویم نمی دانم برای چه حق عضویت پرداخت می کنیم!

دلم می سوزد وقتی می بینم بیمه در بهترین حالت 7 ماه پول داروخانه را دیر می دهد و انگار ارث پدرش است و همین است که هست و به کسی هم ربطی ندارد! برای دانشگاه هایی که بدون توجه به ظرفیت جامعه هر ساله ظرفیت دانشجویانشان را بالا می برند و از آن طرف دانشگاه آزاد و بین الملل است که زرت و زرت دانشجو می پذیرد تا همان بلایی را به سر رشته های پزشکی بیاورد که چند سال پیش سر مهندسی ها آمد! این ها مگر کار نمی خواهند؟! برای فلان مقام مسئول که می گفت ما در کشور با کمبود مسئول فنی مواجهیم! که من نزدیک بود یک چیزی پرت کنم طرفش! مرد حسابی اگر تفکر تو و امسال تو که قدیمی ترهای این کار هستید و داروخانه هایتان را در بهترین نقاط شهر زده اید اینست که وای به حال ما! که شمای موسس روزی یک ساعت بیایی داروخانه آن پشت مشت ها چایی بخوری و دخل را بشماری و بقیه روز را بروی سراغ فلان شرکت و کار دیگرت و دنبال مسئول فنی باشی که داروخانه را برایت بچرخاند؟ بله معضل جوان ما همین شماهای قدیمی تر هستید که چشم و دلتان سیری ندارد و همه جا را قبضه کرده اید و دنبال نیروی کار ارزان هستید که با چندرغاز برایتان کار کند. که کار را به جایی رسانده اید که همه مان از دکتر و مهندس گرفته تا کارگر و خدمه باید نگران فردایمان باشیم. که اتفاقا  کسانی که دستشان زیادی به دهانشان می رسد چند شغله هستند و زمانی که انشاالله بعد از صد و بیست سال تصمیم به بازنشستگی گرفتند صبر می کنند اول اولادشان به سن قانونی برسد تا کار را به جگرپاره شان تحویل بدهند و بروند! اینست که می بینیم مخصوصا در صنف ما و در شهرهای بزرگ مافیای داروخانه وجود دارد و انجمن و نظام پزشکی هم ککشان نمی گزد و حد داروساز را تا حدی پایین می آورند که طرف می آید داروخانه پیام روی گوشی اش را نشان می دهد که "سلام سر راه نان، روغن مایع، شربت دیفن هیدرامین، فرص کلوزاپین، سن ایچ پرتقال فراموش نشود ، قلب، قلب"!

به عنوان حسن ختام هم این را اضافه کنم که اخبار اعلام کرد مصرف لوازم آرایشی بهداشتی در کشور ... میلیارد دلار در سال است و این در حالی است که هیچ بودجه ای برای واردات آن برنامه ریزی نشده!

این یعنی رسما همه ی چیزهایی که ملت به خودشان می پاشند و می مالند غیر مجاز است!!!

 

پ.ن: تقریبا 5 سال است می نویسم و این ماه با 14 پست رکورد شکستم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۲۹
raha .

نظرات  (۶)

۲۹ آبان ۹۵ ، ۲۱:۳۵ میرزاده خاتون
من چندتا دوست داروساز دارم. یکیشون که پدرش داروخونه داشت و بلافاصله بعد از طرح مشغول شد. دوتای دیگه هم تو داروخونه های بقیه و بیمارستانها مسئول فنی شدن. همگی درآمدشون خوبه ولی از مشکلاتی که گفتی همیشه شاکی اند. از بی فرهنگی مردم و عدم آگاهیشون نسبت به جایگاه داروساز تو سیستم داروخونه و... می دونی بهرحال هرشغلی مشکلات خودش رو داره. ولی من اگه داروسازی خونده بودم حتمن می رفتم دنبال phd بالینی. اینجا هم نه، خارج از ایران. البته این فقط نظر منه و قطعن هرکسی خودش برای زندگیش تصمیم می گیره. 
پاسخ:
اتفاقا به بالینی هم خیلی فکر می کنم و راستش اگر بخوام تخصص بگیرم تنها گزینه ام همین رشته هست. ولی متاسفانه هم حوصله ی خوندنش نیومده هنوز و هم انقدر هر روز یه قانون و فیلم جدید واسمون در میارن که فشار روانیش آدمو دیونه می کنه. دفعه قبل که تصمیم گرفتم بخونم اول نوع آزمون تغییر کرد و جامع شد بعد تاریخ امتحان یهویی 4 ماه عقب افتاد! هر روزم یه شوک جدید به آدم وارد می کردند که بعدا واسه طرح دوباره ده سال می فرستنمون اونجا که عرب نی انداخت! :( این شد که عطاشو به لقاش بخشیدم :/
واژه به واژه پستت رو خوندم و در نهایت هیچ حسی ندارم. شوکه ام شاید.
حتا سرم رو به نشونۀ ناراحتی به چپ و راست تکون ندادم. فقط خوندم و همچنان تو شوکم.
پاسخ:
شاید کار از گریه گذشته است کافه نشین جان

سلام

صبحت بخیر و خوشی

هوای شهرتون چطوره؟ اینجا برفی، جاتون خالی

پستت رو خوندم، خوشحالم که همچنان جوانی و امیدوار، درک میکنم که پدر محترمت به سبک خودش دوراندیشی کرده و سعی کرده نصیحت کنه، درک میکنم که شما مثل همه جوانهای امیدوار سعی کردی به وظیفه ای که باور داری عمل کنی بلکه جامعه بهتری بسازی برای خودت و نسل بعدی، درک میکنم که از دیگران اگه انتظار نداشته باشی از قشر و هم صنفهای خودت بیشتر انتظار داری و دردناک ست که این انتظار غالبا براورده نمی شود، درک میکنم که چقدر دشوارست چیزهای بسیار بدیهی و ساده که رعایت نمیشود و غالب چیزها و مسائل بصورت شکلی، متظاهرانه بررسی می‌شود.

با همه اینها ارزو میکنم جوان بمانی،‌ پرانرژی و اینکه اصولت را تا حد امکان با توجه به ضرورتهای زمان و مکان را درک کنی و بتوانی کارها را نه بصورت انقلابی بلکه بصورت گام به گام  پیگیری کنی، اینطوری هم یک تنه به جنگ همه چی نرفتی و هم وا ندادی. با همه اینها حتی اگر گزارشی کردی، اگه با فرد مواجه شدی،‌ خیلی مفیدست که از گزارشت احساس رضایت نکنی، طرف حس نکند از اینکه مچش را گرفتی خوشحالی. اینکه فرد متخلف ببیند مجری قانون از اعمال قانون خوشحال نیست، مجری را دشمن خودش نمی بیند، اورا نهایتا یک مجری می بیند. این برای ادامه زندگی در این جامعه و برای حال خودمان هم مفیدتر ست.

خوشحالم که پرکاری، خوشحالم که بیشتر می نویسی، ارزو میکنم که این دوره ها را به سلامت طی کنی، خیلی دوست دارم هدفهای زندگی شخصی ت هم روشن تر شود، امکان تحقق پیدا کند و خبرخوب ازدواجت و باقی قضایا مثل سروکله زدن با فرزندت را بشنوم

ارادتمند

پاسخ:
سلام وقت شما هم بخیر
سرده ولی واسه برف زوده هنوز!
خیلی وقتا الکی می گم برگه گزارش دست من نیست یا فلان موضوع رو من گزارش نکردم و از سر خودم باز می کنم و بعدش هم از خودم متنفر می شم که اینقدر دروغ و دلنگ تحویل ملت دادم و مثل ترسوها فیلم بازی کردم ولی حداقل اینجوری تبعاتش واسم کمتره.

اوووه :))) بچه!!! ما هنوز اندر خم کوچه اول موندیم. اصلا نمی تونم تصور کنم روزی بچه داشته باشم.
ولی ممنونم دوست خوبم. امیدوارم ما هم بیشتر از پرنسس خانم شما بشنویم :)
چیزی سراغ دارید که سر جای خودش باشد؟  من نوعی وقتی با فشار بالا و سردرد و تهوع به اورژانس مراجعه میکنم و میگویند اسکن مغز لازم دارید و دستگاه ما خراب است و متخصص نیست ،آخرش میرسد به اینجا که بروم از داروخانه قرص فشار خون بگیرم و مصرف کنم.باور کنید داروهایی که پزشک تجویز میکند یک سری هم باید بیایم سرچ کنم ببینم عوارضش چیست و با کدام دارم تداخل دارد.
اوضاع ساختمان سازی و صنایع غذایی و ماشین سازی و...همین است
پاسخ:
نه والله! حرف حساب جواب نداره...
بالاخره باید همه چیزمون به همه چیزمون بیاد!!!

سلام و صبح بخیر

لازم نیست دروغ بگیم، بایستی مهارت کسب کنیم که ناقص صحبت کنیم، در حدی که یه سری کاغذ بازیه، شما که خودت واردی، اینکه من هم از این کاغذبازی راضی نیستم، اینکه بشه یه کار دیگه پیدا کرد و رفت، شما هم میدونید که این دستور از بالا صادر شده و  کاش میشد علاوه بر ایراد، نکات مثبت کار شما هم دیده بشه، خوبه که شما هم پیشنهادهاتون رو بدید و قس علی هذا

اینطوری رنجشون کمتر میشه

پاسخ:

سلام صبح شما هم بخیر

آره یه جوری از سر بازش می کنم که نه سیخ بسوزه نه کباب. ولی با چنین سیستم اداری معیوبی بزرگترین عذابی که می شه واسه کسی قائل شد اینه که سمت "مسئول" یه جایی رو بهش داد! :(

من فقط امیدوارم زودتر تموم شه بره پی کارش

چه اوضاع شلم شوربایی.
خدا رو شکر که من کلا اهل آرایش نیستم. به ندرت هم لوازم آرایش بخرم ایرانی میخرم که حداقل استاندارد داشته باشد. به اجناس بهداشتی خارجی اصلا اعتماد ندارم
پاسخ:
کار خوبی می کنی عزیزم، اجنای خارجی اگر دارای برچسب اصالت تایید شده باشه مشکلی نداره. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی