شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی

je suis malade

دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۵۶ ب.ظ

Je ne rêve plus

دیگر رویایی ندارم
je ne fume plus

دیگر سیگار نمی کشم
Je n’ai même plus d’histoire

دیگر حتی داستانی هم ندارم
Je suis sale sans toi

بدون تو کدر و پستم
je suis laid sans toi

بدون تو زشت و ناپسندم
Je suis comme un orphelin dans un dortoir

مانند یتیمی در خوابگاه هستم
Je n’ai plus envie de vivre ma vie!

دیگر دلم نمی خواهد زندگی کنم !
Ma vie cesse quand tu pars

وقتی می روی زندگیم متوقف می شود
Je n’ai plus de vie et même mon lit

دیگر زندگی ندارم حتی بسترم
Se transforme en quai de gare

به سکوی ایستگاه تبدیل شده است
Quand tu t’en vas

وقتی تو می روی
Je suis malade complètement malade

من بیمار هستم کاملا بیمارهستم
Comme quand ma mère sortait le soir

مانند زمانی که مادرم شب هنگام بیرون می رفت
Et qu’elle me laissait seul avec mon désespoir

و مرا با ناامیدیم تنها می گذاشت
Je suis malade parfaitement malade

من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
T’arrives on ne sait jamais quand

تو می رسی هیچ کس نمی داند چه زمانی
Tu repars on ne sait jamais où

تو دوباره بازمی گردی هیچ کس نمیداند کجا
Et ça va faire bientôt deux ans

بزودی دو سال می شود
Que tu t’en fous

که تو بی تفاوت شده ای
Comme à un rocher

مانند یک صخره
comme à un péché

مانند یک گناه
Je suis accroché à toi

به تو آویخته ام
Je suis fatigue

خسته ام
je suis épuisé

ناتوان شده ام
De faire semblant d’être heureux

از وانمود کردن به خوشبخت بودن
Quand ils sont là

وقتی آنها آنجا هستند
Je bois toutes les nuits

تمام شبها می نوشم
Mais tous les whiskies

اما همه ی نوشیدنی ها
Pour moi ont le même gout

برای من یک طعم دارند
Et tous les bateaux portent ton drapeau

و همه ی کشتی ها پرچم تو را برافراشته اند
Je ne sais plus où aller

دیگر نمی دانم کجا بروم
tu es partout

تو همه جا هستی
Je suis malade complètement malade

من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
Je verse mon sang dans ton corps

خونم را در پیکر تو می ریزم
Et je suis comme un oiseau mort

و مانند پرنده ای مرده هستم
Quand toi tu dors

هنگامی که تو خفته ای
Je suis malade parfaitement malade

من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
Tu m’as privé de tous mes chants

تو مرا از تمام ترانه هایم محروم کردی
Tu m’as vidé de tous mes mots

تو مرا از تمام واژه هایم خالی کردی
Pourtant moi j’avais du talent avant ta peau

با این همه قبل از تو ذوقی داشتم
Cet amour me tue et si ça continue

این عشق مرا می کشد و اگر ادامه یابد
Je crèverai seul avec moi

بی کس و تنها مانند یک بچه ی احمق
Près de ma radio comme un gosse idiot

کنار رادیوام در خود تلف می شوم
Écoutant ma propre voix qui chantera

در حال گوش دادن به صدای خاص خودم که خواهد خواند
Je suis malade complètement malade

من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
Comme quand ma mère sortait le soir

مانند زمانی که مادرم شب هنگام بیرون می رفت
qu’elle me laissait seul avec mon désespoir

و مرا با ناامیدیم تنها می گذاشت
Je suis malade c’est ça je suis malade

من بیمار هستم آری درست است بیمار هستم
Tu m’as privé de tous mes chants

تو مرا از تمام ترانه هایم محروم کردی
Tu m’as vidé de tous mes mots

تو مرا از تمام واژه هایم خالی کردی
Et j’ai le cœur complètement malade

و من قلبی کاملا بیمار دارم
Cerné de barricades T’entends?

که با سنگرها محاصره شده است می شنوی؟

je suis malade

من بیمار هستم

 

 

نظرات  (۲)

لاما مزخرف خونده این شعررو
با اینکه شعرشم مزخرفه
پاسخ:
لاراست عزیزم
و شما کاملا حق داری که ازش خوشت بیاد یا نیاد
همچنان به نظر من اجراش فوق العادست

سلام

صبح بخیر، چه انتخاب جالبی، من اولش بدون اینکه متن رو ببینم و ترجمه ش رو بخونم، گوش کردم، جالب بود که بدون دانستن مفهوم  هم احساس را بر می انگیزد، فراز و فرودها، عواطفی که تحریک میشود بدون انکه بتوان برای آن مفهومی برگزید، بعد ناخوداگاهم آزاد میشود که تعبیر کند برحسب نیازها، عقده هایش، رنگ بزند به این هیجانها

اعتراف میکنم که یارای خواندن ترجمه ش را تا انتها ندارم، هیجان و عواطف همچون مرکبی سرکش راه خود را می رود و تاب ماندن در مفهوم را ندارد

شاد باشی و شادکام

روزت بخیر

پاسخ:
سلام صبح شما هم بخیر باشه
لارا فابین با همه وجودش می خونه، حتی نفس نفس زدن های بین ابیاتش رو هم دوست دارم. کاملا حس ناراحتی و درماندگی رو منتقل می کنه.
ممنونم
شما هم همین طور

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی