شاید محال نیست!

Mon Journal Intime

Mon Journal Intime

شاید محال نیست!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است...

(عرفان نظر آهاری)

بایگانی
محبوب ترین مطالب

besti

دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۹ ب.ظ

فکر کنید توی روزگاری که همین که به کسی می رسید انقدر از درد و مرض و ناراحتی هایش برایتان می گوید که به این نتیجه می رسید که پرسیدن حال طرف بزرگترین اشتباه زندگیتان بوده، و اگر برای کسی درد دل کنید تا به شما ثابت نکند که از شما بدبخت تر است ول کن قضیه نیست، موجود دلپذیری وجود داشته باشد به نام "آیدا"... <3

که به لطف شبکه های اجتماعی، علی رغم فاصله زیاد دائم الاتصال باشید. بتوانید بروید نمایشگاه نقاشی و کیف کنید از بس نقاشی ها زیبا هستند و عکسش را تندی برایش بفرستید تا او هم ذوق کند. انگار با هم رفته اید! و وقتی یک آهنگ زیبا گوش می کنید دلتان بخواهد برایش بفرستید. و برایش از دعوای چند لحظه پیشتان با مادرتان بگویید که می خواست به زور میوه توی حلقتان بریزد! "انگار بچه گیر آورده!" یا بروید توی اتاق برایش از برادرزادتان بنویسید "آیدا... انقدر امشب عرشیا اذیت کرده اگه به خاطر مامانش نبود تا حالا رندش کرده بودم!" یا از بحثی که سر کار با یک یارویی داشته اید. تندی بروید یک گوشه کناری و ببینید آفلاین است اما برایش پیام بگذارید که "با فلانی دعوام شد... این یارو مستحق مرگ دردناکه!" و بدانید که او می داند منظورتان چیست و بعدش احساس کنید که "آخیش... سبک شدم." و راجع به فلان کتاب یا فلان فیلم صحبت کنید. و زندگی صورتی شود...:) از افکارتان بنویسید. از این که هوس کرده اید تنهایی بروید کیش. یا لنز رنگی خریده اید و اولین کاری که می کنید این باشد که عکسش را بفرستید و نامه ای که برای فلان دوستتان نوشته اید را بفرستید اول او بخواند و اگر لازم می داند اصلاحش کند. یا وقتی با فلان خواستگارتان بیرون می روید خبرهای لحظه به لحظه مخابره کنید. و از هوس های آنیتان بگویید. از این که چقدر دوست دارید بروید غواصی و چقدر دلتان می خواست یک گربه داشته باشید. و او برود مسافرت و برایتان تعریف کند که چرا با مادرش بحثش شده و دست آخر از کنار استخر برایتان عکس بفرستد و بگوید که "عاشق مسافرتای خانوادگیم... مخصوصا وقتی من باهاشون نمی رم!!" و با هم قاه قاه بخندید. بتوانید خودتان باشید. بی سانسور و هر از گاهی به هم بگویید "خدا منو واست حفظ کنه...:)))" و آن یکی بگوید "الهی"  و هر آنچه توی ذهن خرابتان هست را به او بگویید و بدانید که درک می کند. که قضاوتتان نمی کند و خیلی وقت ها حتی می گوید "من هم همین طور!"

و یک شبی مثل دیشب چنین پیامی بدهد:

"هر کسی باید در زندگی اش کسی را داشته باشد که پیش او خودش باشد. که هیجانات لحظه اش را با او در میان بگذارد:

-          موهام رو رنگ کردم.

-          الان دلم خواست ژاپن باشم.

-          می دونی، دلم می خواد الان یکی رو بزنم.

بعد طرف دوم بشنود. میمیک صورتش هم تکان نخورد حتی. فقط بشنود. و بگذارد تو خودت باشی؛ که چیزی را نریزی در دلت. بعد برود و به زندگی روزمره اش برسد.

آنوقت تو بیایی و بنشینی کنار آدم های زندگی ات که اگر به آن ها بگویی: "الان دلم خواست ژاپن باشم" کنکاش می کنند برای خودت بودن.

باید باشد؛ در زندگی هر کسی باید کسی باشد برای شنیدن هیجانات تو در لحظه؛ بی هیچ چرایی؛ بی هیچ اجبار به سانسوری..."

و زیرش بنویسد "تو از اینای منی" (با یک قلب)

من حتی نمی دانم اینجا را می خواند یا نه... ولی هیجان این لحظه من این بود که یکجایی این را بگویم :"آیدایی ، عشقم، besti، خره... خیلی دوستت دارم... خیییییلی خییییلی زیاد"

 خدا واسه من حفظت کنه :) :*

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۰۵
raha .

نظرات  (۴)

چند روز پیش یکی از دوستام صفحه chat with yourself تلگرامش رو نشونم داد گفت مدتیه وقتهایی که حالش بده و دلش گرفته توش تایپ می کنه سبک می شه بدون اینکه قضاوت بشه یا حس کنه زیادی غر زده و حوصله کسی رو سر برده. گفت اخیرا انقدر به این کار معتاد شده که هر چند ساعت یک بار شروع می کنه با خودش درد و دل کردن.
تمام مدتی که حرف می زد من زل زدم به صورتش و فکر می کردم chat with yourself من رهاست. که حس و فکر هر لحظه ام رو براش می نویسم. دلم واسه کسایی که یه رها  تو زندگیشون ندارن سوخت حس کردم خدا حداقل این یه جا حسابی حواسش به من بوده.
منم خیلی دوست دارم عزیزدلم. تو این اوضاع مزخرف زندگی نقطه روشن هر روزمی:*
خدا واسه هم نگهمون داره ;)))))
پ.ن: در راستای رعایت حق کپی رایت متنی که دیشب فرستادم مال تهمینه حدادیه ;)

پاسخ:
Chat with yourself? نشنیدم اصلا... چقدر غریبانه است:(  بمنم به تو معتاد شدم :**
خدا حواسش به منم بوده خیلی:)).فقط کاش یه چند صد کیلومتری نزدیکتر بودی :'(

چقدر خوب که چنین دوستی داری . بینظیره
پاسخ:
فوق العادست ^_^

همچین دوستی کمیاست

خدا برای هم حفظتون کنه

واقعا که گاهی ادم نیاز داره بتونه حرفش رو بزنه

مثل زمانی که من برای مصاحبه دعوت شده بودم مونده بودم به کی بگم؟

 

پاسخ:
واقعا کیمیاست 3>
آخی... تو وبلاگت بنویس کنکجاو جان. اینم لطف خودشو داره. :)
راستی اینجا که خصوصی نبود و رمز نخواست؟
پاسخ:
رمز واسه یه پست دیگه بود که برش داشتم
بعدا دوباره با رمز یا بدون رمز آپ می کنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">